حقمان است که وجود نازنینش از چشمهای ناپاک ما پنهان باشد.
حقمان است در عصر غیبتش به سر بریم و از نعمتهای بیشمار دوران طلایی ظهورش بی بهره باشیم.
او از هر کسی نسبت به ما مهربانتر است (حتی از پدر و مادرمان) و او از هر کسی بیشتر برای ما نگران است...
مشکلات ما او را می رنجاند و لغزشهای ما دل او را به درد می آورد...
و باز برای ما دعا می کند که برگردیم و از راه خارج نشویم...
اما...
در قبال تمام مهربانیها و بزرگواریهایش ما چه می کنیم؟
برای گشایش کارش و برای فرجش دعا نمی کنیم.
غربتش را درک نمی کنیم و از اضطرارش مضطر نمی شویم.
در هیچ یک تصمیمات مهم زندگی مان به او مراجعه نمی کنیم در حالیکه اوست تنها حجت خدا و صاحب عصر.
اصلاً خیلی هامان سعی کرده ایم به کلی فراموشش کنیم.
یادمان نیست که او آخرین نفر و تنها بازمانده از بزرگوارانی است که امین خدا
حضرت محمد (ص)
درخطابه غدیر معرفی نمودند و از همه ما تعهد گرفتند که پیام غدیر را تا دنیا باقی است، هر نسل به نسل بعد منتقل کند و...
حقمان است در عصر غضب خداوند باشیم...
این حادثه انفجار روز گذشته در سامرا که باعث تخریب گلدسته های حرم مطهر پدر و پدر بزرگ ایشان و همچنین تخریب سقف سرداب غیبتشان شد، من را به نوشتن واداشت گر چه قلمم ناتوان است.
میدانم قلب هر انسانی از فجایع تروریستی به درد می آید...چه برسد به این حادثه وحشتناک که به عزیزترین و مقدسترین مکانهای ما اهانت شود.
چقدر او غریب است...
خدایا، خدایا اندوه را از قلب نازنیش دور نما.
خدایا بخواه که هیچ نخواهیم از تو مگر فرج و ظهور منجیمان را.
خدایا کمکمان کن هر لحظه در راه یاری او قدم برداریم و جز این هیچ قدمی برنداریم.
آمین
+ نوشته شده توسط الکترون در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت
15:12 |